ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

اسمش را گذاشتم شهامت که غرورم را غلاف کرده و پیامش دادم. جوابم را که انطور داد، نشسته روی تخت کنار محدثه و نهال ریز اشک ریختم و لبخند. امدم بروم بیرون وسط راه پله یادم افتاد هوا سرد است. برگشتم لباس پوشیدم.

فهمیدم کش سرم وسط راه افتاد. برنگشتم. رفتم سمت جای همیشگی. تا رسیدم از ذوق ماه یا پیام ها یا هر چه، پایم گیر کرد به لبه! با کف دست راست، پشت دست چپ و زانو نقش زمین شدم. از سرما میلرزیدم و دستشویی داشتم. 

نشستم یک گوشه. نت وصل نشد. برگشتم. دیدم که کشم وسط راهرو افتاده و دست هایم خونی اند. 

دوست داشتن تعریف دیگری دارد؟ 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

سالم زيبا Mike خدمات فنی اعتماد Etemad Technical Service فروشگاه بخاری گازی و برقی انحراف جنسی مهندسی برق دستگاه حکاکي و برش ليزري شرکت خرید و فروش فلزیاب جویندگان طلا کافه پارسی | CAFEPARSI اتوماسیون صنعتی